اسماعيل ناظم
85
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )
القلبيه از وى نقل شد ، جملهء « إنّ الجسم إن كان بسيطا إقتضى حيّزا واحدا و شكلا غير مختلف فى أجزائه » وجود داشت كه اين جمله جز آنچه ابن سينا در كتاب نجات در اين باب آورده است ، چيز ديگرى نيست . ابن سينا مفاد اين برهان را در طبيعيات كتاب شفا با عبارت ديگرى ذكر كرده و آن عبارت اين است : فهذه الاجسام كرات بعضها فى بعض و جملتها كرة واحدة و كيف لا و الميل الى المحيط متشابه و الهرب عنه إلى الوسط متشابة ، و الوسط المتشابة يوجب شكلا مستديرا . « 32 » پس از ابن سينا ، از جمله كسانى كه به تفصيل از اين قاعده بحث كرده ، امام فخر رازى است كه در كتاب مباحث المشرقيه پس از ذكر برهان معروف به ذكر يك سلسله اشكالهايى كه بر قاعده وارد كردهاند ، پرداخته و به آنها پاسخ داده است . مجموع آن اشكالها به شش اشكال بالغ مىشود كه از ذكر آنها در اينجا براى رعايت اختصار صرفنظر مىشود . ثمرهء اصل وى سپس مسألهاى را مطرح مىكند كه به طرز جالبى بر اين قاعده مترتّب است . آن مسئله عبارت است از اينكه پس از اثبات كرويت شكل ، در هر دو جسم بسيط ، هرگاه دو ظرف فرض كنيم كه يكى به مركز نزديك و ديگرى از مركز دور باشد ، آن ظرفى كه به مركز نزديكتر است ، براى در خود گرفتن آب يا هر مايع ديگر گنجايش بيشترى خواهد داشت . چنانكه ظرف ديگر هرچه از مركز دور تر باشد ، گنجايش كمترى ، براى در خود داشتن مايعات خواهد داشت . مثلا اگر كوزهاى را در پايين كوه قرار دهيم و دايرهاى را حول مركز زمين در ذهن تصوير نماييم كه خط آن دايره از طرفين كوزه بگذرد ؛ دوباره همين كوزه را در بالاى كوه قرار دهيم و دايرهاى را از مركز زمين تصور كنيم كه خط آن دايره از طرفين اين كوزه هم بگذرد ؛ در اينجا هيچگونه شبههاى وجود ندارد كه دايرهء دوم به مراتب بزرگتر از دايرهء اول خواهد بود و در نتيجه ، قوسى كه هنگام عبور از طرفين
--> ( 32 ) . شفا ، بخش طبيعيات ، ص 19 .